محمد مهريار

344

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

منابع داخلى و سختكوشى مردم اين روستاها به صورتى آباد مانده است . آنچه دربارهء جامعه‌شناسى ديه خرانك و به تفاريق دربارهء ساير ديه‌هاى شهرستان يزد گفته‌ايم ، در اين ديه نيز صادق است . فقط اين نكته را تذكر دهيم كه در اين دهستان نيز ديه‌هاى بسيار با نامهاى قديمى مثل اهرك ، ايزدآباد ، بادامستان ، بادامك ، كبكىروك ، موروك ، هوش و نكو و غيره ديده مىشود كه باز هم همه نشان آشكارى از سابقهء قدمت تمدن در اين نواحى دورافتادهء كوير لوت است . واژه‌شناسى : از نظر ما آنچه كه مهم است ، نام اين ديه است و ما نيز به آن مىپردازيم . « خس » به فتح اول و سكون ثانى همان « خاشه » ، « خلاشه » و « خاشاك » است . و در اين معنا واضح است و هزاران مثال براى آن وجود دارد . با دقت در اين واژه مىتوان آن را به دو جزء « خسك + ك » تجزيه كرد جزء اول كه در فرهنگها با فتح اول و دوم آمده است و بىشك از همان واژهء « خس » گرفته شده و اغلب هم به صورت توابع خار و خسك گفته مىشود ، همان خار سه گوشه است كه فرهنگها مىگويند از آهن سازند و در سر راه دشمن گذارند . « 1 » اما جزء دوم « كاف » بىشك همان « كاف » تصغير است يعنى « خسك » كوچك . واژهء « خارخسك » به معناى گياهى كه در طب استعمال مىشد و آن را به‌عنوان مدر و منضج به كار مىبردند و در طب قديم شهرت داشت . نام اين گياه در زبان فرانسه « سانديكس » و از تيرهء چتريان است و در همهء اطراف ايران مخصوصا بيابانهاى خشك مىرويد و درست شبيه همان « خسك » است كه گفته شد از آهن مىسازند و بر سر راه دشمن مىريزند . احتمالا در اين ديه در حال حاضر و يا در روزگاران پيشين از اين گياه فراوان بوده و آن را نام ديه گذاشته‌اند و به اين صورت شهرت پيدا كرده است و ما گفته‌ايم كه صرف وجود گياهى به صورت انبوه در نواحى ديه مىتواند موجب نامگذارى خود ديه باشد . خفر Xafr اين نام قديمى و تا اندازه‌اى شگفت‌انگيز ، نام ديهى از دهستان پادناى شهرستان سميرم است . « 2 » در شهرستان سميرم ديهى بزرگ و معتبر به‌شمار مىآيد . در سال 1345 ، ( سال

--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل همين كلمه . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 48 .